حكيم قاينى
مقدمه 22
رسائل عرفانى وفلسفى حكيم قاينى
جبروت ايزد را مطالعه مىكند و از غير أو مىبرد و به لذات حقيقى كه دستخوش ضعف و فنا واقع نمىشود مىگرايد ، بر اعمالى كه ديگران از انجام آنها عاجزند توانا مىشود ، به همان ميزان كه براى انسان خشمگين نيروى خارق العادهاى پديد مىآيد . و در حقيقت وجد و سرور و غبطتى كه به عارفان دست مىدهد - و به أصل محبت مبدأ كليهء قواى عالم راجع است - اعمال و رفتار آنها از كردار و عنايات ايزدى سرچشمه مىگيرد و نيروى آنها از نيروى يزدانى پديدار مىشود . اميرالمؤمنين على - عليه السلام - در گفتار خود نيز به همين نكته اشاره كرده و فرموده است : ما قلعت باب خيبر بقوّة جسدانية بل قلعته بقوّة رحمانية . ( باب دوم اسرار الآيات ) پيشگويى و كشف از مغيبات در اينكه چگونه گروهى از مردم از مغيبات خبر مىدهند و آينده را پيشبينى مىكنند قاينى مىگويد : از طريق مقايسهء رؤيا و خواب با عالم بيدارى ، موضوع كشف مغيبات و پيشگويى را مىتوان بيان كرد ، كه رؤياهاى صادقه و تأويل و تحقق آن نوعى از پيشبينى و پيشگويى است كه براى شخص خوابيده محقق مىگردد . و اين مطلب نيز به تجربه و ثبوت رسيده است . همين حال ممكن است براى برخى از نفوس كه داراى قواى سالم و كامل هستند در عالم بيدارى دست دهد ، به اين معنى كه اگر نفس مانند حالت خواب از محسوسات منصرف باشد ، بدون دشوارى مىتواند از آينده خبر دهد . و اين اخبار از مغيبات و آيندهنگرى مشروط به اين است كه نفس امّاره و لوّامه مغلوب و محكوم نفس مطمئنّه باشد . قاينى سپس سخنى از أرسطو و ابن سينا در اين باره به ميان مىكشد تا از نظر فلسفى مطلب را اثبات نمايد . وى مىنويسد : « أرسطو در كتاب ما بعد الطبيعة ثابت كرده صورى كه در ظل عقول قرار گرفتهاند معلول آنها هستند ، اعم از نفوس سماويه تا نفوس انسانى و نفسى كه به عقل فعال پيوسته است ، و منتهاى مرتبهء انسانيت همانجاست ، و عقل و عاقل و معقول در آنجا متحد مىگردند ، همهء اين صور در عقول منطبع است .